مرا آن دیده ی تر می شناسد
مرا از خویش بهتر می شناسد
به جرم عاشقی ها سر شناسم
مرا از پشت خنجر می ...
الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدايا نذار بزرگ شم
الو ... الو... سلام
کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟
پس چرا کسي جواب نميده؟
يهو ...
اول اینکه خواهر محترمه خانم جنیفر دل مردم را به هر نحوی که بتواند شاد می کند و آنچنانکه میدانید شاد ...
همكاران سيستم- محققان دانشگاه استنفورد ثابت كردند که ميتوان سرعت انتقال اطلاعات در شبکههاي اطلاعاتي را بدون نياز به هر گونه فرکانس ...
کاش دهخدا می دانست
دلتنگی ...
اشک ....
فاصله ....
بی وفایی....
تعریفش فقط دو حرف است "تـــو"
* * * * * * * * ...
یک جوونی می میره و می برنش تو بهشت.
میگه بابام کو میگن تو جهنم . گریه و زاری ...
تحقیقات دانشمندان نشان میدهد چشم ها واقعا دریچه ای به درون افکار انسان ها هستند و می توان با بررسی حرکت و ...
آيا شما بعد از روز کاري، لباس سفيد ميپوشيد؟ شما اين تصميم را نميگيريد چون شنيده ايد که اين يک ايده ...
اسمارت فون ها هر روز باهوش تر می شوند و آینده ای روشن در انتظار آنهاست. Xperia S یکی از ...زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
……
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »
آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید
- والپیپرهای دیدنی و با کیفیت از حیوانات جديد
- فال روز (۲ خرداد -۲۲ می) جديد
- فـال روزانه ۱۳۹۱/۰۳/۲ جديد
- سوژه شدن آشواریا برای عکاسان+ عکس جديد
- فال روز (۱ خرداد – ۲۱ می) جديد
- فال روز (۳۱ اردیبهشت -۲۰ می) جديد
- فال فردا دوشنبه اول خرداد ماه سال ۱۳۹۱ جديد
- عکس لو رفته از عزرائیل در حمام!! (طنز) جديد
- فـال روزانه ۱۳۹۱/۰۲/۳۱ جديد
- اپل دامنه iphone5.com را بدست آورد جديد
- زیبایی انسان از دید زیباترین زن سال ۲۰۱۲ +عکس جديد
- دانستنی های مورد نیاز از ورزش برای لاغری جديد
- اس ام اس دل شکسته و غمناک جديد
- این نکات را در آرایش چشم ها به کار ببرید جديد
- پر بازدیدترین عکس فیسبوک رو ببینید! جديد

خواهرم در کوچه ارایش مکن / از جوانان سلب اسایش مکن گیسوان از روسری بیرون مریز /بر مسیر دیدگان افسون مریز خواهرم این لباس تنگ چیست / پوشش چسبان رنگارنگ چیست خواهرم اینقدر تنازی مکن / با امور شهر لجبازی مکن در امور خویش سر گردان مشو / لایق چشمان نامردان مشو خواهرم ای خط [...]
قرآن کریم درباره آدمهای شکم پرست و شهوت ران، آیه تکان دهنده ای دارد. این آیه در سورة مبارکه یونس است و چه آیه فوقالعادهایی میباشد. این آیه شریفه، اهداف قرآن را بیان میکند. اگر کسی تا حالا به این اهداف نرسیده، ضرر سنگینی کرده است. اگر کسی به این ...















