مطالب داغ
آیا میدانید از نوع قرآنی و دینی
  آیا میدانید : تعداد ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه در قرآن بکار رفته است........   آیا میدانید : تعداد ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه در قرآن بکار رفته است آیا ...
توصیه های مهم زندگی برای خانم های شاغل
توصیه های مهم زندگی برای خانم های شاغل  توانایی هماهنگ‌کردن زندگی حرفه‌ای خسته‌کننده با زندگی خانوادگی کاملا منظم یک شاهکار است؛ مخصوصا اگر خانم ...
چگونه یک خانه دار خوب شویم؟
بدون تصوير  داشتن خانه‌ای تمیز و مرتب وظیفه سختی است. به نظر می‌رسد به محض آن که خانه را تمیز می‌کنید، همسر و فرزندانتان ...
علت رشد ناقص جنین داخل رحم چیست؟
علت رشد ناقص جنین داخل رحم چیست؟  برای رشد مناسب جنین نیاز به سه عامل اساسی می باشد: ۱- جنین ۲- مادر ۳- جفت یعنی جفت باید سالم باشد تا بتواند خون را ...
۳ راه برای زیبایی پوست در ۴۰ سالگی
بدون تصوير استفاده از کرم های متفاوت، انواع لوسیون ها و … یکی از راه های مراقبت از پوست در سنین بالای ۴۰ ...
مدل موها، شخصیت انسان را لو می دهد !
بدون تصوير برخی روانشناسان معتقدند مدل و رنگ موی شخص نشانگر شخصیت فرد است. به عقیده این کارشناسان موی کوتاه نشانه محافظه‌کاری و ...
زنی که در ۱۳سالگی به یک نمکی فروخته و همسر هشتم شوهرش شد!!
بدون تصوير هر ۳ماه یک بار شکایت می‌کنم تا بتوانم نفقه‌ام را از شوهرم بگیرم و شکم دختر ۳ساله‌ام را سیر کنم. باور ...
هیچ دعایی در این ماه بایگانی نمی شود
بدون تصوير اندیشه - آیتالله مجتبی تهرانی در سخنانی به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان، گفت : " دعا در این ماه مستقیم به ...
فال و طالع بینی روز یکشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۰
بدون تصوير فروردین : مدتی است که انرژی‌تان جریان دارد و حالا شما می‌خواهید تغییری ایجاد کنید. آگاه بودن به محدودیتهایتان کمکتان می‌کند، اما ...
چگونه بفهمیم تیروئیدمان کم کار شده است؟
  در رویارویی با این مشکل هم مانند بسیاری از مسائل دیگر اگر اطلاعات دقیق و درستی داشته باشیم می‌توانیم از بروز عوارض ...
نويسنده: GraphX | موضوع: داستان کوتاه | تاریخ: ۱ شهریور ۱۳۹۰ | بازديد ها: 1 بازديد

cat داستان کوتاه حالگیری

چشم‌هایتان را باز می‌کنید. متوجه می‌شوید در بیمارستان هستید. پاها و دست‌هایتان را بررسی می‌کنید. خوشحال می‌شوید که بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستید…

دکمه زنگ کنار تخت را فشار می‌دهید. چند ثانیه بعد پرستار وارد اتاق می‌شود و سلام می‌کند. به او می‌گویید، گوشی موبایل‌تان را می‌خواهید. از این‌که به خاطر یک تصادف کوچک در بیمارستان بستری شده‌اید و از کارهایتان عقب مانده‌اید، عصبانی هستید. پرستار، موبایل را می‌آورد. دکمه آن را می‌زنید، اما روشن نمی‌شود. مطمئن می‌شوید باتری‌اش شارژ ندارد. دکمه زنگ را فشار می‌دهید. پرستار می‌آید.

«ببخشید! من موبایلم شارژ نداره. می‌شه لطفا یه شارژر براش بیارید»؟

«متاسفم. شارژر این مدل گوشی رو نداریم».

«یعنی بین همکاراتون کسی شارژر فیش کوچک نوکیا نداره»؟

«از ۱۰سال پیش، دیگه تولید نمی‌شه. شرکت‌های سازنده موبایل برای یک فیش شارژر جدید به توافق رسیدن که در همه گوشی‌ها مشترکه».

«۱۰سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم».

«شما گوشی‌تون رو  یک هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از این‌که به کما برید». «کما»؟!

باورتان نمی‌شود که در اسفند۱۳۸۸ به کما رفته‌اید و تیرماه ۱۴۱۲ به هوش آمده‌اید. مطمئن هستید که نه می‌توانید به محل کارتان بازگردید و نه خانه‌ای برایتان باقی مانده است. چون قسط آن را هر ماه می‌پرداختید و بعد از گذشت این همه سال، حتما بوسیله بانک مصادره شده است. از پرستار خواهش می‌کنید تا زودتر مرخص‌تان کند.

«از نظر من شما شرایط لازم برای درک حقیقت رو ندارین».

«چی شده؟ چرا؟ من که سالمم»!

«شما سالم هستید، ولی بقیه نیستن».

«چه اتفاقی افتاده»؟

«چیزی نشده! ولی بیرون از این‌جا، هیچکس منتظرتون نیست».

چشم‌هایتان را می‌بندید. نمی‌توانید تصور کنید که همه را از دست داده‌اید. حتی خودتان هم پیر شده‌اید. اما جرأت نمی‌کنید خودتان را در آینه ببینید.

«خیلی پیر شدم»؟

«مهم اینه که سالمی. مدتی طول می‌کشه تا دوره‌های فیزیوتراپی رو انجام بدی»..

از پرستار می‌خواهید تا به شما کمک کند که شناخت بهتری از جامعه جدید پیدا کنید..

«اون بیرون چه تغییرایی کرده»؟

«منظورت چه چیزاییه»؟

«هنوز توی خیابونا ترافیک هست»؟

«نه دیگه. از وقتی طرح ترافیک جدید رو اجرا کردن، مردم ماشین بیرون نمیارن».

«طرح جدید چیه»؟

«اگر راننده‌ای وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشینش می‌برن پارکینگ و تا گلستان سعدی رو از حفظ نشه، آزاد نمی‌شه».

«میدون آزادی هنوز هست»؟

«هست، ولی روش روکش کشیدن».

«روکش چیه»؟

«نمای سنگش خراب شده بود، سرامیک کردند».

«برج میلاد هنوز هست»؟

«نه! کج شد، افتاد»!

«چرا؟ اون رو که محکم ساخته بودن».

«محکم بود، ولی نتونست در مقابل ارباس A380

مقاومت کنه».

«چی؟!…. هواپیما خورد بهش»؟

«اوهوم»!

«چه‌طور این اتفاق افتاد»؟

«هواپیماش نقص فنی داشت، رفت خورد وسط رستوران‌گردان برج».

«این‌که هواپیمای خوبی بود. مگه می‌شه این‌جوری بشه»؟

«هواپیماش چینی بود. فیلتر کاربراتورش خراب شده بود، بنزین به موتورها نرسید، اون اتفاق افتاد».

«چند نفر کشته شدن»؟

«کشته نداد».

«مگه می‌شه؟ توی رستوران گردان کسی نبود»؟

«نه! رستوران ۴سال پیش تعطیل شد»..

«چرا»؟

«آشپزخونه‌اش بهداشتی نبود».

«چی می‌گی؟!… مگه می‌شه آخه»؟

«این اواخر یه پیمانکار جدید رستوران گردان رو گرفت، زد توی کار فلافل و هات‌داگ….».

«الان وضعیت تورم چه‌جوریه»؟

«خودت چی حدس می‌زنی»؟

«حتما الان بستنی قیفی، ۱۴هزار تومنه».

«نه دیگه خیلی اغراق کردی. ۱۲هزار تومنه».

«پراید چنده»؟

«پرایدهای قدیمی یا پراید قشقایی»؟

«این دیگه چیه»؟

«بعد از پراید مینیاتور و ماسوله، پراید قشقایی را با ایده‌ای از نیسان قشقایی ساختن».

«همین جدیده، چنده»؟

«۷۰میلیون تومن».

«پس ماکسیما چنده»؟

«اگه سالمش گیرت بیاد، حدود ۲ یا ۲ و نیم….».

«یعنی ماکیسما اسقاطی شده؟ پس چرا هنوز پراید هست»؟

«آزادراه تهران به شمال هم هنوز تکمیل نشده».

«چندتا خط مترو اضافه شده»؟

«هیچی! شهردار که رفت، همه‌جا رو منوریل کشیدن. مترو رو هم تغییر کاربری دادن».

«یعنی چی»؟

«از تونل‌هاش برای انبار خودروهای اسقاطی استفاده کردن».

«اتوبوس‌های BRT

هنوز هست»؟

«نه! منحلش کردن، به جاش درشکه آوردن. از همونایی که شرلوک هلمز سوار می‌شد».

«توی نقش‌جهان اصفهان دیده بودم از اونا…»

«نقش‌جهان رو هم خراب کردن».

«کی خراب کرد»؟

«یه نفر پیدا شد، سند دستش بود، گفت از نوادگان شاه‌عباسه، یونسکو هم نتونست حرفی بزنه».

«خلیج‌فارس چه‌طور؟»

«اون هم الان فقط توی نقشه‌های خودمون، فارسه. توی نقشه گوگل هم نوشته خلیج صورتی».

«خلیج صورتی چیه»؟

«بعضی‌ها به نشنال‌جئوگرافیک پول می‌دادن تا بنویسه خلیج عربی، ایران هم فشار میاورد و مدرک رو می‌کرد. آخرش گوگل لج کرد، اسمش رو گذاشت خلیج صورتی…»

«ایران اعتراضی نکرد»؟

«چرا! گوگل رو فیلتر کردن».

«ممنونم. باید کلی با خودم کلنجار برم تا همین چیزا رو هم هضم کنم».

«یه چیز دیگه رو هم هضم کن، لطفا»!

«چیو»؟

«این‌که همه این چیزها رو خالی بستم».

«یعنی چی»؟

«با دوست من نامزد شدی، بعد ولش کردی. اون هم خودش را توی آینده دید، اما خیلی زود خرابش کردی. حالا نوبت ما بود تا تو را اذیت کنیم. حقیقت اینه که یک ساعت پیش تصادف کردی، علت بیهوشی‌ات هم خستگی ناشی از کار بود. چیزیت نیست. هزینه بیمارستان را به صندوق بده، برو دنبال زندگی‌ات»!

«شما جنایتکارید! من الان می‌رم با رییس بیمارستان صحبت می‌کنم».

«این ماجرا، ایده شخص رییس بیمارستان بود».

«ازش شکایت می‌کنم»!

«نمی‌تونی. چون دوست صمیمی پدر نامزد جدیدته ».

 

كتاب الكترونيكي

خوراک كتاب الكترونيكي
بدون تصوير

نویسنده / مترجم : شبنم خوشبخت زبان کتاب الکترونیک : فارسی حجم فایل کتاب : ۲۶۰۰۰۰ نوع فایل کتاب : PDF تعداد صفحات کتاب الکترونیک : ۸۳ Download

بایگانی كتاب الكترونيكي

كليپ تصويري

rss
فیلم بسیار بی شرمانه پرسپولیس بعد از زدن گل + فیلم واکنش ۲۰:۳۰ با وجود پخش فیلم؛ رئیس کمیته انضباطی باشگاه پرسپولیس: دروغ است، خوشحالی بازیکنان پرسپولیس طبیعی بود! محمد سالارکیا در واکنش به حرکت ناشایست بازیکنان پرسپولیس پس از گلزنی گفت: «این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد!» به گزارش گرگانیهــا به نقل از فارس، سالارکیا در خصوص اتفاقات شب گذشته بازی پرسپولیس و ...
بایگانی كليپ تصويري
reverse phone lookupTattoo DesignsSEO