<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>.: ميهنــ پاتوقــ :. &#187; جوک و لطیفه</title>
	<atom:link href="http://www.mihanpatogh.com/category/funny/joke/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.mihanpatogh.com</link>
	<description>پاتوق سرگرمي و تفريحي جووناي ايروني</description>
	<lastBuildDate>Sat, 19 May 2012 12:01:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>لطیفه&#8230;</title>
		<link>http://www.mihanpatogh.com/entertainment/%d9%84%d8%b7%db%8c%d9%81%d9%87.html</link>
		<comments>http://www.mihanpatogh.com/entertainment/%d9%84%d8%b7%db%8c%d9%81%d9%87.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 05 May 2010 20:04:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GraphX</dc:creator>
				<category><![CDATA[تفريح و سرگرمي]]></category>
		<category><![CDATA[جوك و لطيفه]]></category>
		<category><![CDATA[جك]]></category>
		<category><![CDATA[جوك]]></category>
		<category><![CDATA[غضنفر]]></category>
		<category><![CDATA[لطيفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.mihanpatogh.com/?p=511</guid>
		<description><![CDATA[یه دهاتی عروس تهرانی می گیره ، تو عروسی تهرانیا می گن: سبدسبد گل یاس،عروس ما چه زیباست دهاتی ها هم برای اینکه کم نیارن میگن: گونی گونی پشگل،عباسعلی خوشگل از یارو میپرسن شراب زندگی یعنی چه ؟ میگه : نمیدونم ، من فقط دوغ میخورم !!! زن: اگه امشب نیایی بریم خونه مامانم دیگه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">یه دهاتی<span style="color: #000000;"> عروس</span> تهرانی می گیره ،<br />
تو عروسی تهرانیا می گن: سبدسبد گل یاس،عروس ما چه زیباست<br />
دهاتی ها هم برای اینکه کم نیارن میگن: گونی گونی  						پشگل،عباسعلی خوشگل </span> <img src="http://www.mihanpatogh.com/wp-content/uploads/2012/02/36.gif" alt="36 لطیفه..."  title="لطیفه..." /><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"></p>
<p>از یارو میپرسن شراب زندگی یعنی چه ؟<br />
میگه : نمیدونم ، من فقط دوغ میخورم !!!</p>
<p>زن: اگه امشب نیایی بریم خونه مامانم دیگه منو نمی‌بینی!<br />
مرد: برای چی؟<br />
زن: واسه اینکه چشماتو در می‌آرم !</p>
<p>یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند.<br />
موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند.<br />
به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت!</p>
<p>یارو رو داشتن به جرم قتل زنش محاکمه می کردن . دادستان می  						گه : سنگدل ?! تو وقتی داشتی زنت رو می کشتی، ندای وجدانت  						رو نشنیدی ؟! طرف می گه : نه والله ! بس که این زنیکه جیغ  						و داد میکرد مگه می ذاشت ما چیزی بشنویم ؟!!</p>
<p>ازدواج تنها جبهه ای است که شبها را میتوان با دشمن در یک  						سنگر خوابید </span> <img src="http://www.mihanpatogh.com/wp-content/uploads/2012/02/71.gif" alt="71 لطیفه..."  title="لطیفه..." /><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"></p>
<p>یک نفر تو کیوسک 						<a rel="nofollow" href="http://www.salijoon.info/" target="_blank"> <span style="color: #000000;">تلفن </span></a>بوده، بیرون که  						میاد ازش می‌پرسند سالمه؟ میگه: سالمه فقط آفتابه نداره</p>
<p><span style="color: #000000;">معلم </span>داشت جریان خون در  						بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد.<br />
براى این که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت :<br />
بچه‌ها! اگر من روى سرم بایستم، همان طور که مى‌دانید خون  						در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود.<br />
بچه‌ها گفتند: بله<br />
معلم ادامه داد: پس چرا الان که ایستاده‌ام خون در پاهایم  						جمع نمى‌شود؟<br />
یکى از بچه‌ها گفت: براى این که پاهاتون خالى نیست.</p>
<p>همسر یک تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی  						میشم.<br />
شوهرش میگه: غصه نخور عزیزم، من خیلی زودتر از آنی که تو  						فکر میکنی برمیگردم.<br />
زنه میگه: خوب همین عصبی ام میکنه دیگه</p>
<p>زن از شوهرش می‌پرسه: عزیزم، تو منو دوست داری؟<br />
مرد می گه: خوب معلومه عزیزم، اگه دوست نداشتم، چطور می  						تونستم هر شب بیام خونه پیشت، وقت و عمرم رو تلف کنم؟</p>
<p>یک روشنفکره از نویسنده می پرسه: شما از اصطلاح خلاء  						دردناک زیاد استفاده می کنید، مگه ممکنه چیزی هم خالی باشه  						هم درد کنه؟<br />
نویسنده می گه: عجیبه! مگه شما تا حالا سردرد نگرفتید؟</p>
<p>مهمان: آقا تشریف دارند؟<br />
مستخدم: نه خیر، رفته ‌اند مسافرت.<br />
مهمان: برای تفریح؟<br />
مستخدم: نه خیر، با خانم رفته ‌اند! </span> <img src="http://www.mihanpatogh.com/wp-content/uploads/2012/02/38.gif" alt="38 لطیفه..."  title="لطیفه..." /><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"></p>
<p>غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم  						من توی تمام باغچه ها هست.<a rel="nofollow" href="http://www.salijoon.info/" target="_blank"><span style="color: #000000;"> </span></a></span> <span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"> <a rel="nofollow" href="http://www.salijoon.info/" target="_blank"> <span style="color: #000000;">غضنفر</span></a></span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"> می گه: آهان فهمیدم، شلنگ! </span> <img src="http://www.mihanpatogh.com/wp-content/uploads/2012/02/71.gif" alt="71 لطیفه..."  title="لطیفه..." /><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"></p>
<p>استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه».  						شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر  						جواب داد: واسه این که روز تولدم بارون میومده. برادر اهل  						دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده! </span> <img src="http://www.mihanpatogh.com/wp-content/uploads/2012/02/24.gif" alt="24 لطیفه..."  title="لطیفه..." /><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"></p>
<p>از غضنفر می پرسن 						 <span style="color: #000000;">امام رضا </span>چرا رفته بود  						مشهد؟ می گه: رفته بود زیارت!</p>
<p>غضنفر کارت عابر بانکش رو می اندازه توی حرم امام رضا، می  						گه: حاجتم رو بده تا رمزش رو بگم!</span><img src="http://www.mihanpatogh.com/wp-content/uploads/2012/02/41.gif" alt="41 لطیفه..."  title="لطیفه..." /><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"></p>
<p>به غضنفر می گن دوست داشتی جای خدا بودی؟ می گه: نه. می گن:  						چرا؟ می گه: چون جای پیشرفت نداره!</p>
<p>غضنفر چند روز پشت سر هم می رفت گچ سوسک کش می خرید. مغازه  						دار ازش می پرسه چرا اینقدر گچ سوسک کش می خری؟ غضنفر می  						گه: آخه هرچی اینا رو پرت می کنم به سوسکها نمی خوره!</p>
<p>بچه ای که گم شده بود می ره پیش<a rel="nofollow" href="http://www.salijoon.info/" target="_blank"><span style="color: #000000;"> پلیس</span></a> می گه: ببخشید شما خانومی رو ندیدید که من  						پیشش نباشم؟</p>
<p>به غضنفر می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی  						می گن؟<br />
غضنفر می گه: خسته نباشید! </span> <img src="http://www.mihanpatogh.com/wp-content/uploads/2012/02/67.gif" alt="67 لطیفه..."  title="لطیفه..." /><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"></p>
<p>به غضنفر می گن با آش جمله بساز. می گه: محمدی آش صلوات! </span> <img src="http://www.mihanpatogh.com/wp-content/uploads/2012/02/78.gif" alt="78 لطیفه..."  title="لطیفه..." /><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;"><br />
</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.mihanpatogh.com/entertainment/%d9%84%d8%b7%db%8c%d9%81%d9%87.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
