2010 مارس
  • تبليغات

  • با رعایت این ده راهکار و با توّجه به ندای درونی خود قادرید تا اندوخته ی مالی خود را افزایش دهید.

    56469642.jpg

    ۱-بدانید چه می خواهید
    از آنچه که می خواهید مطمئن شوید و آگاه شوید، خیلی از ما حتّی خودمان هم نمی دانیم دقیقاً در زندگی به دنبال چه هستیم! مقدار پولی را که دوست دارید داشته باشید، تعیین کنید، برای مثال، دوست دارید، ۱۰۰ میلیون ریال پول داشته باشید، با این روش زودتر به هدف خود می رسید تا اینکه فقط بگویید من دوست دارم بیشتر پول در بیاورم.
    ۲- به ندای درونی خود گوش دهید
    هر آنچه که از ندای درونی خود می شنوید، به آن توجّه و عمل کنید. متأسفانه بیشتر ما به این مسائل اعتقادی نداریم و شاید همین حالا با خود بگویید: “من که اصلاً به این چیزها اعتقادی ندارم و نمی توانم حتّی این الهامات را از وجودم درک کنم!”، امّا حقیقت این است که این الهامات و نیروی درونی وجود دارندً و البته اگر خودتان بخواهید، شما را به طرف آنچه که می خواهید هدایت میکند.
    ۳- مبلغی منطقی و صریح را در ذهن خود پرورش دهید
    ابتدا از مبالغ کم و منطقی شروع کنید، برای مثال، ۱۰۰ میلیون ریال، هدفتان بر این باشد که در مرحله اوّل تمام تلاش خود را برای کسب این مبلغ متمرکز کنید و بعد به مبالغ بیشتر فکر کنید.
    ۴-به پولدار شدن خود اهمیت دهید

    اگر خیلی در درجه اوّل به پولدار شدن اهمیّتی نمی دهید، دیگر اهداف ایده آل خود را مثل، تفریح، امنیت و آزادی و …فکر کنید، در ذهن خود فرض کنید که به همه ی آنها رسیده اید و از این حس لذّت ببرید، این خود انگیزه ای می شود تا برای رسیدن به آنها به پول نیز فکر کنید و برسید.
    ۵- از پیروی و تعقیب دنیوی دست بردارید
    شما همواره با نیروی درونی خود به خداوند متعال وصل هستید، لحظاتی را در خلوت خود سعی به ارتباط با خداوند بپردازید، از وی راهنمایی بخواهید و تقاضا کنید تا شما را در مسیر صحیح و  سرشار از موفقیت، قرار دهد، طوری که بتوانید در آسایش و آرامش برای خود و اطرافیانتان مفید باشید، مطمئن باشید که جواب می گیرید.
    ۶- عمل کنید
    اینکه فقط فکر کنید و خیال کنید، کافی نیست، عمل کنید! خیلی از افراد با این که از وضعیت کنونی خود راضی نیستند و  می دانند در صورت اقدام به راهی بهتر به آنچه می خواهند می رسند، امّا جرأت گامی برتر را ندارند. بنابراین شجاع باشید و عمل کنید. ترس خود مانع موفقیت است.
    رالف والدو چنین می گوید: “توصیه من به جوانان این است که برای موفقیت، به آنچه که صحیح است امّا از رسیدن به آن می ترسید یا ناامید هستید، عمل کنید”، سوزان جفرز نیز معتقد است:”باید از مانع ترس عبور کنید، تا کامیاب شوید”، با تصمیمی جدّی و اوّلین گام شما برای موفّقیت، تمامی دنیا شروع به همکاری با شما می کنند و به میل شما راه می آیند.
    ۷- مراحل کار را در ذهن و با کلام خود زیر لب مرور کنید
    بطور مثال، سوالی را در مورد کسب مبلغی از مسیری خاصّ از خود بپرسید، و با خود گفتگو کنید، “اگر از این راه موفّق نشدم، تمام مسیر قبل را از ذهن خود پاک کرده و از راهی بهتر و موثر تر وارد می شوم تا بالاخره پولدار شوم”
    ۸-از موانع نترسید
    دریا همیشه آرام نیست، زندگی هم مثل دریاست، گاهی مجبورید با دریایی موّاج و طوفانی دست و پا بزنید تا بر موانع پیروز شوید. بیشتر ما به محض شکست یا سختی، ناامید شده و از ادامه راه می ترسیم، با سرزنش و افسردگی نه تنها کاری پیش نمی برید، بلکه اوضاع شما از قبل هم بدتر می شود، همانطور که کارل ساگن می گوید:”بهتر است عوض اینکه چرا تاریک است و غر بزنید، حتّی با یک شمع کمی آنجا را روشن کنید”، یا به قول ما ایرانی ها، “ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است”.
    ۹- روابط و ذهن خود را خانه تکانی کنید!
    نه تنها در خانه، بلکه در محیط کار، اجتماع و …روابط خود را در جهت مثبت اصلاح کنید. مطمئناً هیچ کس بدون کمک و همیاری دیگران، نمی تواند به اهداف خود برسد، امّا اگر قرار باشد این ازدحام روابط بی فایده و پر سر و صدا همراه با میلیون ها انرژی منفی باشد و باعث عدم تمرکز یا تحلیل روحیه تان شوند، بهتر است حذف شوند.
    ۱۰- به علائق خود توجّه کنید
    هر کسی به چیزهایی در ذهن خود و بطور ذاتی علاقه دارد، اگر هر گام یا عمل یا هدفی را طبق آنچه که علاقه دارید و به آن عشق می ورزید، آغاز کنید، می بینید که چطور سریع تر و آسان تر به هدف خود می رسید. در واقع این خود درونی ماست که جسم ما را به طرف آن چه که لذّت می بریم و عشق می ورزیم، سوق می دهد.


    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: علمي آموزشي | icon تاریخ: ۸ فروردین ۱۳۸۹ | icon نظرات: بدون نظر

    لکه های لباس:
    لباسی را که به جوهر آلوده شده است به مدت ۵ دقیقه در ظرف پر از شیر بخوابانید سپس آن را بیرون آورده با آب معمولی بشویید اثر لکه جوهر به کلی از بین خواهد رفت.
    سیاهی مهر:
    گاهی مهرها در خانه رنگ سیاه به خود می گیرند برای برطرف کردن سیاهی آن، آن را به مدت ۱۵ دقیقه روی بخاری قرار دهید بعد از گذشت مدت مذکور سیاهی مهر کاملاً برطرف می گردد.
    زنگ زدگی روی لباس:
    برای پاک کردن زنگ زدگی روی لباس باید مدت ۱۰ دقیقه یا دوای ضد زنگ لکه را
    ماسا‍‍ژ دهید. و بعد با پودر رختشویی محل لکه را بشویید.
    لکه زنگ زدگی روی حوله با آبلیموی داغ برطرف می شود. اما هیچ وقت محل زنگ زدگی را با صابون نشویید.
    اثر انگشت روی دیوار:
    در خانه بسیار اتفاق می افتد که جای انگشت بچه ها روی دیوار می ماند. برای برطرف کردن اثر انگشت بچه و لکه های روی دیوار یک سیب زمینی را نصف کنید و با هر نصف سیب زمینی چندین بار در و پنجره و دیوار بمالید و بعد با یک اسفنج جای لکه را پاک کنید.( این دستور برای دیوارهای رنگ روغنی و پلاستیکی مفید است.)
    اثر سوختگی با اتو:
    اگر لباس شما بر اثر گرمای زیاد اتو زرد رنگ شده می توانید پیاز را دو نیم کرده و روی پارچه کتانی بمالید لکه های زرد برطرف خواهد شد و بعد آن را داخل آب سرد به مدت چند دقیقه خیس کرده و سپس آن را بشویید.
    لکه های روی سفره:
    اگر سفره شما بر اثر چربی لک گرفته است و با شستن هم از بین نمی رود می توانید سفره را بعد از شستن در آفتاب روی بند لباس پهن کنید و یک روز جلوی نور آفتاب بگذارید با این کار نور خورشید لکه های سفره را از بین می برد.
    لکه واکس کفش:
    اگر بر اثر بی احتیاطی لکه واکس روی فرش یا لباستان مالید می توانید ابتدا پنبه ای را خیس کنید و روی آن بکشید و سپس روی پنبه مقداری مایع ظرفشویی و بر فرش بمالید.
    رفع زنگ زدگی:
    قفل ها، دستگیره ها و کلیدها از لوازمی هستند که دچار زنگ زدگی می شوند. اگر از لکه های زنگ زدگی جلوگیری نشود، هر روز افزایش می یابد و در نهایت موجب خرابی آن وسیله می شود. برای رفع این مشکل کافی است مقداری نفت را با مقداری روغن خوراکی مخلوط کنید و به وسیله ی آن قفل ها و کلیدها را پاک کنید مطمئن باشید که زنگ زدگی آن به خوبی از میان خواهد رفت.
    لکه های رنگ:
    برای لکه زدایی رنگ ها باید بدانیم که چندین نوع رنگ داریم و بعداً برای هر نوع از آنها تدبیر خاصی بیندیشیم.
    سه نوع رنگ داریم:
    ۱: لکه های مربوط به آبرنگ
    ۲: لکه رنگ پلاستیکی
    ۳: لکه رنگ روغنی.
    ۱: زدودن لکه آبرنگ: زدودن لکه آبرنگ ساده است برای این منظور باید با آب سرد بشویید سپس با آب نیمگرم و پودر رختشویی آنها را تمیز بشویید و آب بکشید و اگر خیلی سمج باشد، پنبه را به گلیسیرین آغشته کنید و روی آن بمالید سپس با آب گرم و پودر رختشویی بشویید و آب بکشید و اگر نتیجه نگرفتید از تربانتین استفاده کنیم.
    ۲: لکه های پلاستیکی: ابتدا اضافی رنگ را بتراشید سپس نفت خام بمالید و با پنبه پاک کنید و سرانجام با آب گرم و صابون بشویید و آبکشی نمایید.
    ۳: لکه های رنگی روغنی: اگر کهنه و خشک است پاک کردن آن تقریباً غیر ممکن است اما در صورتی که هنوز خشک نشده و یا فقط یکی دو روز پیش اتفاق افتاده است باید چنین کرد: از روی هر نوع پارچه اضافه رنگ را لبه ی تیز کار بگیرید بعد پنبه ای را به تربانتین آغشته کنید و روی لکه بمالید سپس با پنبه دیگری پاک کنید این کار را چندین بار تکرار کنید و ته رنگ را نیز با آب گرم و پودر لباسشویی از بین ببرید مسلماً از نتیجه کار راضی خواهید بود.
    لکه رنگ روی قالی:
    لکه زدایی رنگ روی قالی و موکت مشکل تر است برای پاک کردن آنها باید پنبه را با تربانتین خیس کنید و بر روی لکه بمالید و بعداً با پنبه دیگری پاک کنید تا اینکه لکه از میان برود.
    لکه روغن ماشین:
    تا به حای پیش آمده است که از کنار ماشین عبور کرده باشید و لباس شما سیاه شده باشد برای این منظور روی لکه ها، کره یا روغن،بمالید و بگذارید ۱۲ ساعت بماند. سپس آن را با بنزین پاک کنید و این راه برای لباس های ابریشمی و کتانی است.
    برای پارچه های چرمی می توانید مقداری وازلین روی روغن بمالید و بعد از یک ساعت و نیم با تتراکلرورد و کربن پاک کنید سپس با یک تکه پارچه پشمی آن جلا دهید.

    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: علمي آموزشي | icon تاریخ: ۸ فروردین ۱۳۸۹ | icon نظرات: بدون نظر

    روی پیراهن  مسی چه نوشته شده بود؟! (+عکس)

    زمانی که لیونل مسی موفق شد در جریان دیدار شنبه شب ال کلاسیکو برای تیم کاتالان به گل برسد، پیراهنش را بالا زد تا پیغامی را که برروی پیراهن زیرینش نقش بسته بود، به هواداران کاتالان برساند.
    لوگویی که برروی پیراهن مسی نقش بسته بود، زیاد گویا نبود ولی پس از دقت برروی نوشته ای که در زیر این تصویر نقش بسته، می‌توان متوجه پیغام مسی شد، روی پیراهن مسی نوشته شده بود ‘Sindrome X Fragil’ که اصطلاحی پزشکی به مفهوم سندروم ظریف X  است. این سندروم، در حقیقت بیماری‌ای ژنتیکی است که منتهی به مشکلاتی احساساتی، روانی و گاهی فیزیکی در مبتلایانش می شود و نتایج مشابهی با اوتیسم را در پی دارد.

    مسی در ماه گذشته یک روز را در جمع کودکان مبتلا به این بیماری دربارسلونا سپری کرد. همان طور که این ستاره آرژانتینی پیش از این عنوان کرده بود، در دوران کودکی اش از بیماری هورمونی رنج می‌برد و اگر کمکی دریافت نمی کرد، هرگز نمی توانست مبدل به یکی از گلزنان برتر دنیا شود. مسی جوان زمانی که به گذشته است می‌اندیشد، تصمیم می‌گیرد که برای کودکان بیمار، مثمر ثمر واقع شود.
    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: مطالب جالب | icon تاریخ: ۸ فروردین ۱۳۸۹ | icon نظرات: بدون نظر

    ۱٫ روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن
    ۲٫سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند
    ۳٫وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین
    ۴٫وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
    ۵٫کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید
    ۶٫همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین
    ۷٫جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین
    ۸٫روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین
    ۹٫وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین
    ۱۰٫از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه
    ۱۱٫در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین
    ۱۲٫به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین
    ۱۳٫وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین
    ۱۴٫وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین
    ۱۵٫موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین
    ۱۶٫ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین
    ۱۷٫بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین
    ۱۸٫شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین
    ۱۹٫اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین
    ۲۰٫وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته
    ۲۱٫صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین
    ۲۲٫روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین
    ۲۳٫وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده
    ۲۴٫وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود
    ۲۵٫چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین
    ۲۶٫بادکنک بچه ها رو بترکونین
    ۲۷٫مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین
    ۲۸٫وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد
    ۲۹٫بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین
    ۳۰٫کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره
    ۳۱٫ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین
    ۳۲٫توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین
    ۳۳٫هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش دوستتون بهتره
    ۳۴٫حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین
    ۳۵٫نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین
    ۳۶٫دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین
    ۳۷٫عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین
    ۳۸٫پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین
    ۳۹٫با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین
    ۴۰٫شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین
    ۴۱٫موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین
    ۴۲٫توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین
    ۴۳٫شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین
    ۴۴٫توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین
    ۴۵٫توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین
    ۴۶٫جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین
    ۴۷٫یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین
    ۴۸٫توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه
    ۴۹٫چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین
    ۵۰٫ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین

    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: طنز و سرگرمي | icon تاریخ: ۸ فروردین ۱۳۸۹ | icon نظرات: بدون نظر

    ماجرای  سربازی رفتن خانوم‌ها!! (طنز)

    صبحگاه:
    فرمانده: پس این سربازه‌ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !) کجان؟
    معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

    ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند…
    سلام سارا جان
    سلام نازنین، صبحت بخیر
    عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
    سلام نرگس
    سلام معصومه جان
    ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی…

    صبحانه:
    وا… آقای فرمانده، عسل ندارید؟
    چرا کره بو میده؟
    بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه
    آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

    بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
    فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
    وا نه، لباسامون خاکی میشه …
    آره، تازه پاره هم میشه …
    وای وای خاک میره تو دهنمون …
    من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …

    ناهار
    این چیه؟ شوره
    تازه، ادویه هم کم داره
    فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
    من که نمی‌خورم، دل درد میگیرم
    من هم همینطور چون جوش میزنم
    فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
    بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
    برو خودت غذا درست کن
    والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو …
    چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

    بعد از ناهار
    فرمانده: کجان اینا؟
    معاون: رفتن حمام
    فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه‌ها گم میشود…
    هوووو…. بی شعور
    مگه خودت خواهر مادر نداری…
    بی آبرو گمشو بیرون…
    وای نامحرم…
    کثافت حمال…
    (کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!)

    بعد از ظهر
    فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
    یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
    جوجه بدون برنج
    رژیمی عزیزم؟
    آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

    شب در آسایشگاه
    یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
    فرمانده: بله بسیار زیاد!
    خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
    فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

    فرمانده میره تو آسایشگاه:
    وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
    راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
    فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
    همه غرغر کنان رفتند جز ۲ نفر که روبرو هم نشسته اند
    فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
    واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
    آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
    فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
    سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
    مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا!

    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: طنز و سرگرمي | icon تاریخ: ۸ فروردین ۱۳۸۹ | icon نظرات: بدون نظر

    7 نوع متفاوت از عشق!شما جزو کدام دسته اید؟

    مورا کلی وبلاگ نویس معروف انواع عشق را در هفت نوع متفاوت دسته بندی کرده که در قسمت زیر با هم می خوانیم:

    ۱- عشق امیدوارانه یا عشقی که براساس خوش بینی زیاد بوجود آمده است: زمانیکه عاشق می شویم ،‌تصور می کنیم که آن فرد زندگی مان را متحول خواهد کرد ، ممکن است آن فرد به ما کمک کند تا ناراحتی و غصه های خود را فراموش کنیم و به ما آرامش هدیه کند ،‌اما بیشتر این نوع عشق ها در ظاهر آرام و منطقی به نظر می رسند.
    ۲- عشق نجات دهنده : در این قسمت ما به خاطر این عاشق فردی می شویم که ما را از تنهایی نجات می دهد. به این نوع عشق ،‌عشق ناجی گفته می شود ؛ در این مرحله نیز مانند قسمت قبل فرد سعی می کند حقایق را نادیده گرفته و به خود امید واهی بدهد.
    ۳- عشق به خاطر از خود متنفر بودن : در این مرحله ما به خاطر این عاشق می شویم که شخص مورد علاقه ما با مابدرفتاری می کند چرا که ما هم اعتقاد داریم که شایسته آن بدرفتاری ها هستیم. نمونه این آدم ها ، افراد بدزبان ، پرخاشگر و یا کسانی هستند که از طرف مقابل شان سوء استفاده جنسی می کنند. این دقیقا با عشق واقعی در تضاد است.
    ۴- عشق خریدنی : در این قسمت ما برای این عاشق شخصی می شویم که فکر می کنیم این عشق باعث می شود زندگی ما دارای مفهوم و ارزش بیشتری شود . این عشق تقریبا مشابه عشق امیدوارانه است ، اما ممکن است این نوع عشق شدیدتر باشد ، شاید به خاطر این باشد که دیگر تحول و دگرگونی که در زندگی ما بوجود می آیدفقط ظاهری نیست.
    ۵- عشق کاربردی : ما در این مرحله زمانی عاشق می شویم که متوجه می شویم علایق و آرزوها و هدف های فردی مشابه هدف های ماست. فکر می کنیم ممکن است این فرد به ما کمک کند تا سریع تر به هدف های مشترک مان برسیم.
    ۶- عشق متضاد: این قسمت ما به خاطر این که فرد مورد نظر ما شخصیت مرموز و غیر قابل فهمی دارد عاشقش می شویم. او کارهای عجیبی انجام می دهد که ما را سرگرم می کند و برای ما جالب است. این فرد شخصیتی دارد که دقیقا متضاد با شخصیت خود ماست و ما به همین دلیل عاشقش می شویم. این عشق در نقطه مقابل عشق حقیقی قرار دارد.
    ۷- عشق حقیقی: و در این قسمت ما زمانی عاشق فرد مقابل مان می شویم که شخصیت خودمان را در وی می بینیم. او فردی است که علایق و آرزوها و اخلاقی مانند ما دارد.
    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: مطالب جالب | icon تاریخ: ۸ فروردین ۱۳۸۹ | icon نظرات: بدون نظر

    توی یه موزه ی معروف که با سنگ های مرمر کف پوش شده بود, مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته شده بودند که مردم از راه های دورو نزدیک واسه دیدنش به اونجا می اومدن. و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه
    یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود؛ با مجسمه؛ شروع به حرف زدن کرد و گفت: “این؛ منصفانه نیست! چرا همه پا روی من می ذارن تا تورو تحسین کنن؟! مگه یادت نیست؟! ما هر دومون  توی یه معدن بودیم,مگه نه؟ این عادلانه نیست! من خیلی شاکیم!”
    مجسمه لبخندی زد و آروم گفت: “یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه, چقدر سرسختی  و مقاومت کردی؟”
    سنگ پاسخ داد: “آره ؛آخه ابزارش به من آسیب میرسوند. آخه گمون کردم می خواد آزارم بده. آخه تحمل اون همه دردو رنج رو نداشتم.”
    و مجسمه با همون آرامش و لبخند ملیح ادامه داد که: “ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه. به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم . به طور حتم در پی این رنج ؛گنجی هست. پس بهش گفتم : “هرچی میخوای ضربه بزن ؛بتراش و صیقل بده!”
    و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم.
    و هر چی بیشتر می شدن؛بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم! پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن.”

    آره عزیز دلم!رنج و سختی ها هدایای خالق مهربون هستیه به من و تو . و یادمون باشه قراره اون قدر خوشگل بشیم که خودمون هم نمی تونیم از الان باور و تصور کنیم.
    پس بیا ازین به بعد به هر مسئله و مشکلی سلام کنیم و بگیم:”خوش اومدی”
    و از خودمون بپرسیم : “این بار اون لطیف بزرگ چه موهبت و هدیه ای برامون فرستاده؟

    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: داستان هاي جالب | icon تاریخ: ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ | icon نظرات: بدون نظر

    ۱- جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

    ۲- تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای ۱۵ سال برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

    ۴- مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال ۷۹ در عراق ممنوع بود.

    ۵- در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

    ۶- در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

    ۷- در تایلند همه سینما مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

    ۸- در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

    ۹- در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان ۵۰۰ دلار جریمه دارد.

    ۱۰- در سال ۱۸۸۸ در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد
    تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

    ۱۱- در قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شد
    به اعدام محکوم می شد.

    ۱۲- تا سال ۱۹۸۴، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست ۱۵۰۰ نفری در روزهای ناپلئون
    بطور رندوم انتخاب کنند.

    ۱۳- در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود
    به زندان محکوم می شود.

    ۱۴- در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.

    ۱۵- در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.

    ۱۶- در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.

    ۱۷- در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.

    ۱۸- در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.

    ۱۹- زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.

    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: مطالب جالب | icon تاریخ: ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ | icon نظرات: بدون نظر

    * وقتی به شدت عصبانی شدی دستهایت را در جیبهایت بگذار.

    *  یادت باشد بهترین رابطه میان تو و همسرت زمانی است که میزان عشق و علاقه تان به هم بیش از میزان نیازتان به یکدیگر باشد.

    * مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

    * اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

    * هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو ” می دانم چه حالی داری ” چون در واقع نمی دانی .

    * یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

    * هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

    * از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

    * در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.

    * وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:  “برای چه می خواهید بدانید؟”

    * هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

    * هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

    * با زنی که با بی میلی غذا می خورد ازدواج نکن.

    * وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

    * هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.

    * راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

    * هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

    * شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

    * سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : ” آماده، هدف، آتش ”

    * هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

    * چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.

    * وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.

    * هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

    * وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.

    * در حمام آواز بخوان.

    * در روز تولدت درختی بکار.

    * طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

    * بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

    * فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.

    * ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

    * هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

    * شیر کم چرب بنوش.

    * هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.

    * فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

    * از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

    * فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند.

    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: علمي آموزشي | icon تاریخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ | icon نظرات: بدون نظر

    زندگی فوق العاده ست! زندگی یک شاهکاره! زندگی محشره!
    در حقیقت زندگی همه‌ی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی می‌تواند لحظه به لحظه خرد کننده‌تر از آنی باشد که در موردش می‌گویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی!
    غوطه ور شدن در یک دوره‌ی کوتاه خود‌خوری ایرادی ندارد. نکته اینجاست که این دوره باید کوتاه باشد. خودخوری بیش از اندازه، هیچ نتیجه‌ای ندارد.
    وقتی برای تغییر وضعیت آماده هستید ۵ راه هست جلوی پای شما. ۵ راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!
    نکته : من در مورد تراژدی واقعی، مثل وقتی که عزیزی از دست رفت، صحبت نمی‌کنم. من در مورد مواقعی حرف می‌زنم که یک مهمانی خودخوری برای خودمان راه می‌اندازیم چون دلتنگ شدیم یا تنها موندیم یا یک ترفیع را از دست دادیم یا …

    • یک / یه نگاه به اطراف بندازین
    حدس بزن چی شده است؟ زندگیت آنقدرها هم بد نیست. اگر الان داری این را می‌خوانی، پس حتما به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری. خودت می‌دانی برای میلیونها نفر در جهان، چیزهای خیلی بدتری ممکنه وجود باشد که….
    چند وقت قبل، زمانی که وسط یک خودخوری کوچک بودم، آخرین نظریاتRandy Pausch را خواندم.
    حکایت یک مرد ۴۶ ساله بود، با همسر و سه فرزندش، که برایشان تشخیص بیماری لاعلاج سرطان داده شده بود. این داستان درسهای زندگی فوق‌العاده‌ای دارد، اما یکی از بزرگترین درسهایی که گرفتم، آنی نبود که رندی به طور واضح در سخنرانیش گفته بود.
    من پیش خودم فکر کردم: “wooow. زندگیم خیلی بد به نظر می‌رسه .خیلی بده. اما دست‌کم سرطان ندارم”. ممکن است یک خورده بی‌رحمانه باشد اما من احساسی را داشتم که رندی میخواست آن را تقویت کند.
    تراژدی‌های واقعی وجود دارد که می‌تواند به شما وارد شود. البته بیشتر اوقات مردم وقتشان را برای غصه خوردن روی چیزهایی تلف میکنند که تراژدی واقعی نیست. در مورد چیزهایی است که نهایتا هیچ اهمیتی ندارند.
    از عجایب روزگار این است که بیشتر مردمی که می‌شناسم، آنهایی که با تراژدی‌های واقعی روبرو شدند، با غرور با مشکل برخورد کردند و بهترین نتیجه را هم گرفتند. اینجاست که زندگی عجیب می‌شود…
    دفعه‌ی بعد که در مورد چیزهای کم‌اهمیت غمگین بودید، یک نگاه به اطراف بی‌اندازید. آدمهای زیادی وجود دارند که وضعیتی خیلی بدتر از آن چیزی که شما احساس می‌کنید، داشتند و به بهترین نحو از پسش بر‌آمدند. از این نمونه‌ها پیروی کنید و با چیزهایی که دارید خوش باشید.

    • دو / سفر زمان به “یه روزی”
    ببینید، شما این حقیقت رو می‌دانید که در چند ماه آینده، دقیقا برمی‌گردید به همین الان و به خودتان می‌خندید که چقدر احمقانه عکس‌العمل نشان دادید. این یه حقیقت است. احتمالا قبل از این به خودتان گفتید: “یک روزی برمی‌گردیم و به این موضوع میخندیم”. همین‌طور می‌دانید که در آینده چقدر خانواده و نزدیکان‌تان با آن شما را سوژه می‌کنند Smiley
    ازمرحله‌ی غم و غصه عبور کنید و همین الان به آن بخندید Smiley فقط تصور کنید که الان همان “یه روزی” است و فکر کنید که شمای آینده، درباره آن به شمای الان چه خواهد گفت. من بعید می‌دانم شمای آینده کلمات آرامش‌بخشی مثل “به آینده نگاه کن. همه چی عالی میشه” را بگوید.
    نه! شمای آینده خواهد گفت “هی ، آه و ناله رو تمومش کن. زندگی خیلی کوتاهه و هیچکس یا هیچ چی ارزش اونو نداره که براش گریه کنی”.
    تصور کنید آرنولد با تیپ و قیافه «ترمیناتور» بیاد و به عنوان «آینده شما» این‌ها را با آن لهجه اتریشی بامزه و تیپ و قیافه‌اش بگوید Smiley
    نیازی نیست این تصویر بامزه را به همه نشان بدهید. فقط یک لبخند کوچولو هم می‌تواند شما رو بخنداند و دورنمایی که لازم است رو بهتان بدهد.

    • سه / قهقهه بزنید، حتی بی‌دلیل!
    این یکی‌ را خواهشا توی خلوت انجام بدهید اما حتما امتحانش کنید. همین الان یک امتحانی کنید. فقط بلند بخندید. نه! نه! خنده ریز نه!! یک قهقهه‌ی طولانی از ته دل. اگر کسی آمد توی اتاق می‌توانید بگویید یک مطلب خیلی بامزه از یک فتحی خواندم. چقدر این فتحی بامزه است ماشالله Smiley) کنتور که ندارد!
    از شوخی گذشته میدانم ممکن است سر سوزن احمقانه به نظر بیاد، اما من قول میدهم که الان یک خورده بهتر شدید. درست است؟ دقیقا دلایل فیزیولوژیکی و عصبیش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که خندیدن، حال شما را بهبود می‌بخشد.
    نسخه ی آبرومندانه و با تخفیفش یه لبخند ساده است، به جای خندیدن. همان اثر را دارد، و برای انجام دادن در جای عمومی یک کمی آسانتر است.

    • چهار / از گالاگر الگو بگیرید.
    گالاگر کمدینی بود که جک‌های خیلی بدی می‌گفت، اما برای برخی دلایل ناشناخته، کاملا در در کارش موفق بود. او کارهای زیادی برای انجام دادن در برنامه‌اش داشت ولی بزرگترین قسمت از کارش خرد کردن میوه با یه پتک بسیار بزرگ بود.
    من پیشنهاد نمی‌کنم هندوانه خرد کنید اما توصیه می‌کنم که سعی کنید خوشمزگی مخصوص به خودتان را داشته باشید، حتی وقت‌هایی که آن احساس را ندارید.
    یک حقیقتی وجود دارد: برای ساختن جک، مجبور هستید به دنبال  چیزهای بامزه باشید. وقتی دنبالش هستید، پیدایش میکنید و هر وقت پیدایش کردید، اولین قدم به سوی «خندیدن به جای زار زدن» را برداشتید.
    وقتی ناراحت هستید، قول بدید دنبال شوخی بگردید. یه راه ساده برای انجام دادن این کار این است که عادت کنید از خودتان بپرسید “چه چیز خنده داری در این مورد وجود داره؟” ممکن است همیشه به جواب نرسید، اما سعی کردید که مغزتان دنبال یک چیز بامزه بگردد Smiley
    عین گالاگر، حتما نیاز ندارید که هر حرفی می‌زنید خیلی هم بامزه باشد. شما جک‌تان را بسازید. خنده خودش می‌آید Smiley

    • پنج /  بپرید وسط یه خروار هرهر، کرکر
    عجیب است اما انسان‌هایی که غمگین هستند دوست دارند یک سری کارهایی را انجام بدهند که توی غم و غصه بمانند!!
    آنها فیلم‌های اشک‌انگیز نگاه میکنند، به عکس‌های غمناک زل می‌زنند و موسیقی‌های غم‌انگیز گوش می‌کنند که آدم سالم را هم غمگین می‌کند.
    وقتی شما وسط این پروسه هستید و دارید این کارها را انجام می‌دهید به نظرتان می‌رسد که دارید یک کار درست انجام می‌دهید  اما هر ناظر بیرونی به راحتی می‌تواند به شما بگوید که توی یک وضعیت تاسف برانگیز گیر افتادید.
    با قفل کردن روی چیزهای شاد و خنده‌دار از این وضعیت خلاص شوید. فیلم و شوهای تلویزیونی خنده‌دار ببینید. با افراد شوخ معاشرت کنید. کمدی‌های حمید ماهی صفت را برای همین وقت‌ها می‌سازند دیگر Smiley این باعث یک تغییر دورنمای زیبا میشود که حتی انتظارش رو هم نداشتید.
    اگر موارد بالا موثر نبود چه؟
    در این صورت دیگر تمرین کردن را متوقف کنید. باز بروید و به یک موجود بدعنق تبدیل بشوید. یک موجود ترحم‌ برانگیز. چندین سال بعد هم به خاطر روزهایی که می‌توانست معرکه باشد و از دستش دادید خودتان را سرزنش کنید. چند سال هم بعد به فرزندان‌تان بگویید ما نسل سوخته بودیم و غم و غصه یقه‌مان را گرفته بود و از این حرف‌ها Smiley
    ولی اگر فکر می‌کنید کاری هست که حال‌تان را بهتر می‌کند از خودتان دریغ نکنید. مثلا داد و هوار بکشید البته نه سر کسی. بروید تو بیابان ۶ ساعت جیغ بکشید تا خالی بشوید. یک نامه پر از عصبانیت بنویسید ولی هیچ وقت به فکر ارسال کردنش نباشید. بروید به یک کیسه شنی مشت بزنید. ورزش هم هست و برای سلامتی خوب است Smiley
    توجه داشته باشید که بدخلقی فیزیکی و لفظی روی موضوع عصبانیت‌تان وارد نکنید. شما کار خودتان را انجام بدهید. بدخلقی و ناراحتی خودش از وجودتان می‌رود بیرون!
    سالها پیش یک ماهی بود که خودم را اذیت می‌کردم. یک جایی تصمیم گرفتم دیگر وقتش است که از این حالت خارج بشوم، پریدم روی تردمیل. موضوع اینه که من از دویدن متنفرم و اصلا دست به دویدنم خوب نیست. اگر بتوانم برای ۲۰ دقیقه با تمرکز بدوم می‌تواند موثر باشد.
    این روزها تردمیل را روشن میکنم و شروع می‌کنم به دویدن و تمام احساسم و فکرم را روی دویدن متمرکز می‌کنم. بعد از ۴۵ دقیقه، خسته که شدم، احساس میکنم بهتر از همه‌ی وقت‌های هفته‌های اخیر هستم.
    خود من خیلی دوست دارم یک سر بروم بانجی‌جامپینگ ولی خوب اعتراف می‌کنم می‌ترسم Smiley
    دقت کنید که کارهای احمقانه‌ای نکنید و به خودتان آسیب نرسانید، اما امتحانش کنید. وقتی انجامش دادید، دوش بگیرید و یه فیلم خنده‌دار نگاه کنید…
    دفعه‌ی بعد که گرفتار ناراحتی‌های الکی  شدید، یکی یا چند تا از این تکنیک‌ها را امتحان کنید.

    اشتراك گذاري
     100 درجه کلوب digg Yahoo Buzz Live favorites Blinklist Netvouz Reddit Google bookmarks facebook Technorati del.cio.us
    icon نويسنده: GraphX | icon موضوع: علمي آموزشي | icon تاریخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ | icon نظرات: بدون نظر