سلام ، به سیستم گویای نانوایی کشور خوش آمدید !
جهت اطلاع از قیمت نان بربری عدد ۱
نان لواش عدد ۲
نان ...
مرد مسنی به همراه پسر ۲۵ ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود ...
دسترسي سريع تر به Task Manager
همان طور که ميدانيد سه کليد Ctrl+Alt+Delete براي باز کردن Task Manager معروف هستند. اما در ويندوزهاي ...
_¡¡¡¡¡|Π___
‘=O¤¤¤¤O-’
این ماشین هدیه من براى تولد توئه
سوئیچش اون پایینه
.
.
وقتى میدونى تولدت نیست چراخودتو ضایع میكنى؟!
* * * * * * ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ...
آنجلینا در دوران نوجوانی وقتی نتوانست در کار مدل شروع به فعالیت کند، افسردگی پیدا کرد و وقتی این افسردگیاش به اوج رسید اقدام ...
عکس های سریال ششمین نفر – photos Serial
پخش سریال ششمین نفر به کارگردانی بهمن گودرزی به زودی از شبکه سوم سیما به ...
امروزه بيشتر مردم از اختلالات تغذيه اي و گوارشي رنج ميبرند . يكي از مشغلههاي ذهني اغلب افراد انتخاب غذاي ...
گ.وزها بادهای رنج دیده ای هستند که پیچ و خم روده را طی کرده اند
و هنگام خروج فریاد آزادی سر میدهند ...فاطمه صالحی، دختری که هم سنتور می نوازد، هم طراحی و گریم انجام می دهد و هم دانشجوی موسیقی است؛ قصد دارد دکترا خود را هم بگیرد.می توان از فاطمه صالحی که به طور مادرزادی دو دست و یک پا ندارد، به معنای واقعی کلمه یک «بمب روحیه» نام برد.زمستان داشت تمام می شد. ساعت ۵ /۶ صبح روز ۲۳ اسفند ۱۳۶۵ بود. همه در هول و ولای به دنیا آمدن بچه ها بودند. اول معصومه به دنیا آمد؛ بچه ای سالم و طبیعی. اما هنوز همه چیز تمام نشده بود، یک ربع بعد قل بعدی فاطمه به دنیا آمد؛ نوزادی که دست هایش رشد نکرده بودند و فقط یک پا داشت. از همه بیشتر پرستار اتاق عمل ناراحت شد چون باید این خبر را به پدر این دوقلوها و بقیه اعضای خانواده که پشت در اتاق عمل منتظر بودند می داد.مادرم زمانی که ما را باردار بود زمین خورد. همین باعث شد که من گوشه شکم مادر بچسبم و نتوانم حرکت کنم و رشد خوبی نداشته باشم. حتی وقتی مادرم دکتر می رفت آنها فکر می کردند که فقط یک بچه در رحمش وجود دارد؛ غافل از آنکه ما دو قلو بودیم.اولین روز مدرسه را هیچ وقت فراموش نمی کنم. با آنکه با مادرمان رفته بودیم ولی من از نظر روحی خیلی اذیت شدم. چون مدرسه یک اجتماع کوچک بود و بقیه بچه ها خودشان را با من مقایسه می کردند و این مرا اذیت می کرد. وقتی هم که مادرم مرا در مدرسه تنها گذاشت، کمبودها را بیشتر احساس کردم ولی به هر حال توانستم دوستان خوبی پیدا کنم. اما تا دوران راهنمایی هم از نگاه های سؤال برانگیز مردم ناراحت می شدم.
او قبل از رفتن به مدرسه قلم را با پایش می گرفت و نقاشی می کشید و این روند تا سال دوم دبستان هم ادامه داشت تا اینکه معلم کلاس سومشان با او صحبت کرد و فاطمه قبول کرد که اگر بخواهد وارد دانشگاه شود باید مثل بقیه باشد بنابراین نوشتن با دست هایش را شروع کرد؛ اولش خیلی سخت بود ولی یواش یواش عادت کردم. هنوز هم خیلی از کارها را با پایم انجام می دهم؛ مثلا وقتی در خانه هستیم با پا غذا می خورم.تا وقتی که فاطمه مدرسه می رفت برای آنکه از درسش عقب نماند به کلاس های آزاد نمی رفت ولی وقتی دیپلمش را گرفت سنتور را پیش استادش، غلامرضا مشایخی شروع کرد؛ «از سازها به پیانو و گیتار علاقه مند بودم ولی شرایط فیزیکی ام این اجازه را نمی داد. وقتی مشورت کردم متوجه شدم که می توانم در ساز سنتور موفق باشم. اطلاعاتم درباره این ساز در حد این بود که می دانستم به شکل ذوزنقه است ولی اگر حمایت ها و تشویق های استادم نبود شاید هیچ وقت به این ساز علاقه مند نمی شدم.فاطمه برای اینکه بتواند نواختن سنتور را شروع کند به پروتزهایی برای دستانش نیاز داشت تا با آنها مضراب را در دست بگیرد. متخصصان هلال احمر این کار را انجام دادند و فقط ماند یادگیری نت ها که فاطمه همیشه از آن می ترسید ولی بالاخره توانست با تمرین زیاد نت خوانی را هم یاد بگیرد.

او طراحی سیاه قلم را هم از برادر بزرگترش مهدی یاد گرفت؛ «در طراحی کشیدن پرتره انسان برایم خیلی سخت بود چون نمی توانستم دور صورت را خوب دربیاورم اما تمرین کردم و موفق شدم». بعد از آن هم به طراحی روی سفال علاقه مند شد.بعد از اینها نوبت به گریم و آرایشگری رسید که فاطمه از کودکی به آن علاقه داشت؛ «وقتی ثبت نام کردم استادم گفت تو می توانی این کار را انجام دهی؟چون خیلی ظریف کاری دارد. من هم جواب مثبت دادم. در کلاس صدای استاد را ضبط می کردم و خیلی دقیق به کارهایش نگاه می کردم تا بهتر یاد بگیرم.آموزش گریم به همین منوال تمام شد تا اینکه نوبت به روز امتحان رسید؛ روزی که اگر می توانست قبول شود دیپلم چهره پردازی می گرفت. فاطمه آن روز را به یاد می آورد و می گوید: «مسؤول برگزاری امتحان از مربی ام پرسید من چه مدلی به او بدهم که بتواند انجام دهد؟ این حرفش ترحم آمیز بود و خیلی ناراحت شدم و مربی ام هم به او گفت سخت ترین مدلی را که فکر می کنید به این هنرجو بدهید. او هم مدل خاتون را به من داد که خیلی سخت بود. بعد هم گفت یک ربع هم به ات وقت اضافه می دهم ولی من با خودم گفتم باید جوری کارم را پیش ببرم که به آن یک ربع وقت اضافه هم احتیاج پیدا نکنم». فاطمه آن قدر کارش را خوب انجام داد که تنها کسی در آن دوره بود که توانست با نمره ممتاز دیپلم گریم بگیرد.اما انگار اشتیاق این دختر به تجربه و یادگیری مهارت های تازه تمامی نداشت چون او مدرک گرافیک کامپیوتری اش را هم گرفت؛ «من همه این مدارک را گرفتم تا شاید بتوانم برای خودم کاری دست و پا کنم ولی متاسفانه هیچ کس حاضر نمی شود به یک معلول کار بدهد. آنها به معلولیت آدم نگاه می کنند نه به اینکه چه توانمندی هایی دارد. برای کار به جاهای زیادی مراجعه کرده ام که تا الان به در بسته خورده ام».کنسرت در عشق آبادفاطمه وقتی نواختن آهنگ «ای الهه ناز» را یاد گرفت به سنتور بیشتر علاقه مند شد. اولین کنسرتی هم که داشت در فرهنگسرای بهمن با همین آهنگ بود. «تولد حضرت فاطمه(س) بود. مادرم هم بین جمعیت نشسته بود و وقتی نگاهش کردم دلم قرص شد. ای الهه ناز و ای ایران را نواختم و وقتی تمام شد نفس عمیقی کشیدم و عکس العمل مردم و تشویق آنها برایم خیلی غیر منتظره بود».مادر فاطمه آن شب را به یاد می آورد و می گوید:«صندلی فاطمه نامناسب بود و او مدام از روی آن سر می خورد ولی بالاخره توانست کنترل خودش را حفظ کند و اجرای خوبی داشته باشد».
سنتور تا دکترافاطمه سال ۱۳۸۷ به عنوان دانشجوی موسیقی کنسرواتور ایران پذیرفته شد؛ «تصمیم گرفتم بروم موسیقی بخوانم».او ادامه می دهد:«روز اول دانشگاه برایم درست مثل روز اول مدرسه بود؛ با این تفاوت که آن موقع خواهرم همراهم بود ولی این دفعه تنهای تنها بودم. اما رفتار دانشجویان و استادان برخلاف آن زمان خیلی عادی بود. ترم یک که بودم همه فکر می کردند من از موسیقی سر درنمی آورم و به من یک هفته مهلت دادند تا نت ها را حفظ کنم اما من این کار را قبلا یاد گرفته بودم».با تمام این تفاسیر فاطمه مثل خیلی از معلولان دیگر مشکلات زیادی در رفت و آمد دارد. خودش در این باره می گوید:«فاصله خانه ما تا دانشگاه خیلی زیاد است. روزهای اول آژانس می گرفتم و با مادرم می آمدم ولی الان خودم به تنهایی با آژانس می آیم که خیلی هزینه بر است. همین طور برای سوار شدن و پیاده شدن مخصوصا اگر وسیله و یا ساز دستم باشد از دوستان و همکلاسی هایم کمک می گیرم».او از ترم سوم ساز سنتور را به عنوان ساز تخصصی خودش انتخاب کرده و امیدوار است بتواند این رشته را تا مقطع دکترا و آهنگسازی ادامه دهد.فاطمه موفقیت هایش را مدیون خانواده اش می داند؛ خانواده ای که او را محدود نکردند و مانند خواهر دوقلویش هر امکاناتی را که در توانشان بود در اختیار او هم گذاشتند.فاطمه می گوید:«سخت ترین لحظات برای من این است که مردم با نگاه ترحم آمیز به من خیره شوند. البته حس ششم خیلی خوبی هم دارم و تا متوجه شوم که کسی می خواهد از روی دلسوزی به من کمک کند کاری می کنم که با دیدن توانایی هایم از انجام این کار منصرف شود. من با معلولیت خودم کنار آمده ام و دلم می خواهد مردم هم این را بدانند و اجازه بدهند راحت زندگی کنم».
- حیوان روز تولد شما کدام است؟ (فال و طالع بینی) جديد
- فـال روزانه ۱۳۹۱/۰۲/۳۰ جديد
- چگونه می توان سرعت موبایل را افزایش داد؟ جديد
- چهار گوشی ارزانقیمت برای جوانان + عکس جديد
- فال روز (۲۹ اردیبهشت -۱۸ می) جديد
- فـال روزانه ۱۳۹۱/۰۲/۲۹ جديد
- چطور می شود ویندوز ۷ خراب شده را تعمیر کرد؟ (آموزش تصویری) جديد
- تمام دانستنی های پزشکی درباره ستون فقرات جديد
- فال روز (۲۸ اردیبهشت -۱۷ می) جديد
- فال روز (۲۷ اردیبهشت -۱۶ می) جديد
- عرضه سیم کارتهایی با قابلیت تماس اضطراری برای دانش آموزان جديد
- عکس جدیدی از سحر قریشی جديد
- نکات دانستنی درباره ورزش دو و تناسب اندام جديد
- فـال روزانه ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ جديد
- حضور دیوید بکهام در کاخ سفید و کنار اوباما جديد
آیا میدانید هر فرد بطور متوسط یک سوم عمر خود را در خواب میگذراند تبصره : جهت اطلاع مردم ایران اکثرا ۲و نیم سوم عمرشون در خوابند…. ******************* آیا میدانید خنده موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود … ******************* آیا میدانید سرعت گریز براى زمین ۱۲ [...]
- مدیرعامل اپراتور سوم تلفن همراه جزئیات جدیدی از ارائه سیم کارت های نسل سوم، پوشش شهرها، تعداد مشترکان و سرویس های قابل ارائه بر روی این سیمکارتها ارائه کرد و گفت: در ابتدای واگذاری تنها سرویس مکالمه و سرویسهای پایه را خواهیم داشت.
به گزارش خبرنگار مهر، ذبیحالله فیضآبادی امروز ...















